محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
949
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كرداند صنعت آن خولنجان زنجبيل كبابهء چينى عاقرقرحا عود خام قرنفل نخود سياه بسباسه پوست خشخاش نانخواه پوست هليلهء كابلى سپستان از هريك دو درم همه را كوفته و بيخته شكر سفيد عسل مصفّى شير كاو از هريك به قدر حاجت اين هر سه را درهم كرده بقوام اورند و ساير ادويه را كوفته و بيخته بسرشند شربتى يك مثقال [ دواى عصمت ] دواى عصمت كه ذكر كرده معلم اول ارسطاطاليس حكيم در رسالهء كه از براى اسكندر تاليف نموده در آن رساله كفته كه بايد كه بدانى اى اسكندر كه وصف كردهايم ما در كتابى كه نوشتهايم در ميان ادويهء مركبّه و اشربهء مؤلفه و ادهان و مراهم بر مذهب روم و هند و فرس و يونان و آنچه استنباط نمودهايم از روى تجربه و علم آنچه مستغنى كردانيده ما را از اعاده آنجا مكر آنكه چون عقيدهء من آنست كه افشا نمايم بجناب شما هر چيزى كه اموختهام آن را و پوشيده ندارم از شما دواى معروف بعصمت را و اين دوا كنج پنهان حكما است و منكه ارسطوام واقف نيستيم بر اوّل كسى كه اين دوا را تاليف كرده و تركيب نموده طائفهء اخبار نمودهاند كه از حضرت ادم ( ع ) است كه وحى نموده اللّه تعالى بسوى او بزعم طائفهء آنست كه از هشت حكيم است كه اسقلانوس و ناسيورس و هرمس اوسط و بريق مالى و راوسطيرس و ايلق و روبوريس و فاطر باشند و جملهء ايشان مطلع بر علوم مخفى و اسرار مخلوقات و ما بعد طبيعت بودهاند از خلا و ملا و نهايت اتفاق نمودهاند بر تركيب اين دواى جليل القدر و تقسيم نمودهاند آن را بر هشت قسمت و زعم طائفه آنست كه اخنوخ استعمال نموده اين دوا را بوحى الهى و اخنوخ هرمس اكبر است كه اهل روم او را ابنجد نامند و منسوب است به او جميع علوم حكمت و علوم علوية و ما در اينجا ابتدا ميكنيم بذكر اين دوا به بركت اللّه تعالى پس ميكوئيم صفت عسل مدبرى كه اين دوا را تركيب بايد نمود بان آنست كه بكير ببركت الله تعالى عزّ و جل و بعون او آب معصور از انار شيرين بيست و پنج رطل و از آب افشردهء انار ترش ده رطل و از آب افشردهء سفرجل و از آب افشردهء سيب ترش و شيرين و از آب افشردهء سيب شيرين فتحى از هريك ده رطل و آب عنب صافى شيرين يك قسط و از شكر طبرزد ده رطل مجموع را در پاتيل پاكيزه نموده طبخ نموده بمدارا باتش نرم غير مدفيه يعنى غير پنهان اهسته و بكير آنچه بر سر او مىآيد از كف و بينداز تا آنكه برسد بقوام عسل غليظ پس اين عسل مدبريست كه استعمال كرده مىشود در آنچه ذكر ميكنيم ما از براى تو ان شاء اللّه تعالى دواى اوّل نسخهء آن بايد كه كرفته شود ببركت اللّه تعالى و بتوفيق او كل سرخ خشك كرده يك رطل كل بنفشه پاك كرده از خشب و سبزى و خشك نموده ربع رطلى و هر دو را بخيسانند در ده رطل آب غذب بعد از آنكه اضافه نموده باشند بان آب بادرنجبويه نيم رطل و آب نعناع تازه نيم رطل و آب مرزنجوش تازه ربع رطلى و آب كاو زبان تازه يك رطل حالكونى كه خيسانيده باشند در مجموع اين ابها املهء منقى دو اوقيه و قرنفل يك اوقيه و كذاشته باشند يك شبانه روز تا آنكه قوّة اين هر دو بابها باز داده شده باشد پس طبخ نمايند باتش ملايم تا آنكه دو ثلث ابها رفته يك ثلث بماند پس از آتش فرود آورده بمالند و بپالايند و اضافهء آن نمايند از عسل مدبر مزبور سه رطل و بپزند باتش ملايم تا آنكه غليظ و منعقد شود و بقوام عسل معجون آيد پس آن را مفوه سازند به يكدرهم و نيم مشك تبتى خالص و يكدرهم عنبر اشهب و سه درهم عود هندى طيب سوده و در ظرف چينى غورى نكاه دارند پس اين دواى اول است و خاصيّت آن تقويت معده و قلب و دماغست باذن اللّه تعالى دواى دويّم نسخهء آن بايد كه كرفته شود هليلهء كابلى منقى از هسته يك رطل و فلوس خيارشنبر يك رطل و ترنجبين خراسانى منقى از خاك و تخم ربع رطلى و اصل السوس تراشيده اعلى زرد رنك معتدل در غلظت و باريكى دو اوقيه و حب الاس رسيده به حد نضج تمام دو اوقيه و آنچه را بايد نيم كوب نمود نيم كوفته و مجموع را بخيسانند در ده سير آب غذب و يك شبانه روز بكذارند پس بجوشانند بمدارا تا نصف آن برود پس بمالند و بفشارند و بپالايند و اضافهء صافى آن نمايند از عسل مدبر مذكور دو رطل و منعقد كردانند آن را بطبخ تا غليظ شود پس اضافهء آن نمايند مصطكى مسحوق يك اوقيه طباشير سفيد سوده ربع اوقيه و بمسواط برهم زنند و در ظرف چينى غورى نكاه دارند و اين دواى دويّم است و خاصيّت آن تقويت معده و عصر معده است و اخراج عفونت از معده از غير اكراه و از غير مشقّت بر طبيعت و تقويت عصب مىكند و تقويت سينه و دماغ بعون اللّه تعالى دواى سيّم نسخهء آن بايد كه كرفته شود ببركت الله تعالى و بعون او از املهء منقى يك رطل و نيم و از هليلهء هندى سياه يك رطل و نيم و دارچينى و خولنجان جوزبوا از هريك يك اوقيه مجموع را نيم كوفته در ده رطل آب عذب يك شبانه روز بخيسانند پس باتش ملايم بجوشانند باهستكى و مدارا تا نصف آب برود پس بمالند و بپالايند و اضافهء صفوهء آن نمايند از عسل مدبّر مذكور سه رطل و بقوام اورند تا غليظ شود پس اين دواى سيم است او خاصيّت آن تقويت جميع اعضاى باطنيّه است خصوص اعضاى رئيسه بعون الله تعالى دواى چهارم نسخهء آن بايد كه كرفته شود ببركت الله تعالى از عوسج تازه دو رطل و از آب ترهاى نازك عليق دو رطل و از آب زرشك منقّى دو رطل و آب كرفس تازه و آب كشنيز تازه و آب كراث تازه نازك از هريك يك رطل و در نسخهء ديكر آب كرفس نيم رطل و آب كاسنى تازه يك رطل و آب بسباس كه عصى الراعى است بجاى آب كراث يك رطل است مجموع را يك جا كرده بخيسانند در آن افتيمون رومى ربع رطلى زوفاى رطب و قبطى از هريك ربع رطلى و بكذارند يك شبانه روز پس آن را بپالايند و اضافهء آن نمايند از عسل مدبر مذكور دو رطل و در نسخهء ديكر سه رطل است پس بپزند باتش ملايم تا بقوام آيد پس اين دواى چهارم است و خاصيّت آن تفتيح سدّها و نفع است از براى آلات صدر و ريه بسبب آنچه وديعت كذاشته در آن اللّه تعالى از خواص دواى پنجم نسخهء آن بايد كه كرفته شود اسطوخودوس نيم رطل زرشك منقى مثل آن فقاح اذخر سه اوقيه و مجموع را در دوازده رطل آب بخيسانند و اضافهء آن نمايند انيسون سه اوقيه و بكذارند يك شبانه روز پس بجوشانند باتش ملايم تا نصف آب برود و بمالند و بپالايند و اضافهء صافى آن نمايند از عسل مدبّر مذكور چهار رطل و بقوام اورند تا غليظ شود پس اين دواى پنجم است و خاصيّت آن اخراج سودا و بلغم است بمدارا و نفع از براى ماليخوليا باصلاح معده و تفتيح سدّها و نفس رياح بامر شافى حقيقى تعالى و تقدس دواى ششم نسخهء آن بايد كه كرفته شود ببركت اللّه تعالى از لعاب بزرقطونا نيم رطل و از لعاب حبّ السّفرجل نيم رطل و از كثيرا دو اوقيه و صمغ عربى سه اوقيه صموغ را در كلاب حل كرده پس اضافهء مجموع نمايند از عسل مدبّر مذكور سه رطل بقوام اورند تا غليظ شود پس اين دواى ششم است و خاصيّت اين تليين صدر است و نفع از براى داء النّسمه و اصلاح الآت نفس تمام انها با اسكان نصب و نفع از براى سحج و تغريهء امعا دواى هفتم نسخهء آن بايد كه كرفته شود از سنبل هندى يك اوقيه و از دارچينى و قرفه و كبابهء چينى سه اوقيه از هريك ثلث مساوى و از زراوند طويل و زراوند مدحرج از هريك نصف اوقيهء پس مجموع را نيم كوفته در پنج رطل آب عذب بخيسانند و بكذارند تا قوت اين ادويه باب باز داده شود پس بمالند و بفشارند و بپالايند و اضافهء صافى آن نمايند از عسل مدبّر مذكور سه رطل و بقوام اورند باتش ملايم تا غليظ شود و اين دواى هفتم است و خاصيّت آن كرم كردن معده است و طرد رياح باذن اللّه تعالى دواى هشتم نسخهء آن بايد كه كرفته شود ريوند چينى سه اوقيه و درونج چينى يك اوقيه و لك منقى مغسول يك اوقيه و از اصناف